در اعتقادات توسط

2 پاسخ

توسط
 
بهترین پاسخ

در قرآن غالباً هر جا سخن از تهدید و عذاب به میان آمده به دنبال آن از رحمت و مغفرت نیز سخن گفته شده است و شاید سرّش این باشد که چون یکى از فضائل بسیار نیک انسانى این است که همیشه بین بیم و امید باشد و براى اعتدال حالش که نه مغرور گردد به آیات رحمت و نه مأیوس گردد از رحمت الاهى. پس خداوند فقط ارحم الراحمین نیست، تا اشکال شود که چرا سفارش به مجازات تا سر حد اعدام (قصاص، قطع دست و یا خشونت زیاد) نموده و این با وصفش به این صفت منافات دارد.

طبعاً کسی که مورد قصاص قرار می گیرد و یا حدی بر او جاری می شود و ... حتماً جرم سنگینی را مرتکب شده است و حقی را پایمال نموده است که در حقیقت این عمل آفتی است که باعث فساد اجتماع و جامعه می شود و برای حفظ جامعه باید با این آفت ها مبارزه کرد. رحمت الاهی ایجاب می کند که در وهله اول، جامعه را از سقوط انحطاط و انحراف حفظ نماید.

رحمت الاهی ایجاب می کند که با تشریع قوانین، موجب تقلیل جرایم شود. ازاین رو بر این باوریم که قصاص و حدود و امثال اینها نه تنها با "ارحم الراحمین" بودن خداوند مخالف نیستند، بلکه مقتضای ارحم الراحمین بودن تشریع قوانین این چنینی است.

توسط

در حقیقت قصاص و دیه اسلامى دریچه‏ اى است به سوى حیات و زندگى انسان ها که از یک سو ضامن حیات جامعه است؛ زیرا اگر این احکام به هیچ وجه وجود نداشت و افراد سنگ دل احساس امنیت مى ‏کردند جان مردم بى ‏گناه به خطر مى ‏افتاد. و از سوى دیگر مایه سلامتی و حیات مجرم است؛ چرا که او را از فکر ارتکاب جرم تا حد زیادى باز مى ‏دارد و کنترل مى ‏کند. و از جانب دیگر نیز به خاطر لزوم تساوى و برابرى (در انتقام) جلوی جرم های پى در پى را مى ‏گیرد و به سنت هاى جاهلى که گاه یک جرم موجب چندین جرم و آن نیز به نوبه خود مایه جرم هاى بیشترى مى‏شد پایان مى ‏دهد و از این راه نیز مایه حیات جامعه است.

نظام پزشکی، کشاورزى، دامدارى همه و همه روى این اصل عقلى (حذف موجود خطرناک و مزاحم) بنا شده؛ زیرا مى ‏بینیم برای حفظ و سلامت بدن، عضو فاسد را قطع مى ‏کنند، و یا به خاطر رشد گیاه شاخه‏ هاى مضر و مزاحم را مى ‏برند، به عنوان مثال کسانى که کشتن قاتل را فقدان فرد دیگرى از افراد جامعه مى ‏دانند تنها نگاه انفرادى دارند، اگر صلاح اجتماع را در نظر بگیرند و بدانند اجراى قصاص چه نقشى در حفاظت و تربیت سایر افراد دارد در گفتار خود تجدید نظر مى ‏کنند، از بین بردن این افراد خونریز در اجتماع؛ مانند قطع کردن و از بین بردن عضو و شاخه مزاحم و مضر است که به حکم عقل باید آن را قطع کرد، ناگفته پیدا است که تا کنون هیچ کس به قطع شاخه ‏ها و عضوهاى فاسد و مضر اعتراض نکرده است.[1]

لذا کیفر افراد مجرم شاید با نگاه اوّل سنگدلی محسوب شود، اما با توجه به عمل مجرم از یک سو و با توجه به عمل بازدارندگی که این نوع مجازات ها در جامعه در پی دارند و اجتماع را تا حد زیادی از این نوع جرم ها بیمه می کنند معلوم می شود که تشریع این نوع کیفر ها از ضروریات جوامع بشری است.

در این جا تذکر نکته ای لازم به نظر می رسد.

بر اساس روایات هر کس که در دنیا به کیفر گناهش رسید، دوباره در آخرت کیفر نمی شود؛ به عبارت دیگر کسی که به خاطر گناهش در دنیا مجازات شد دوباره در آخرت کیفر نمی بیند این جلوه ای از رحمت الاهی است.[2] از این رو می بینیم در صدر اسلام برخی برای پاک شدن و رهایی از عذاب الاهی اخروی خدمت امام (علیه السلام) می رسیدند که بعد از اقرار به گناه تقاضای اجرای حدود الاهی برای خود می کردند.[3]


[1]. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج‏1، ص 606 و 607(با اندکی تصرف).

[2]  کلینی، کافی، ص 445، ح 6، امیر المؤمنین (علیه السلام) در تفسیر سخن خداوند عز و جل: «و هر چه از پیش آمدها به شما برسد پس به سبب چیزى است که دست هاى شما فراهم کرده‏اند و خداوند از بسیارى گناهان می گذرد » (سوره شورى آیه 30) فرمود: هیچ پیچ خوردن رگى نیست، و نه برخورد به سنگى، و نه لغزش گامى، و نه خراش دادن چوبى، جز به خاطر گناهى، و بی گمان آن چه را که خداوند از آن می گذرد بیشتر است، پس هر که را خداوند در دنیا به کیفر گناهش شتاب کرد پس آن خداى عز و جل والاتر و کریم تر و بزرگوارتر از آن است که دوباره در آخرت او را کیفر کند.

[3]  زنی نزد امیر المؤمنین آمد و به خاطر زنایی که کرده بود از حضرت خواست که با اجرای حد بر او، او را پاک سازد و می گفت: من می ترسم که مرگم فرا رسد و ناپاک از دنیا بروم. برای مطالعه تفصیل این حدیث به بحار الانوار، ج 76، 45 و من لا یحضره الفقیه، ترجمه غفارى، ج ‏5، ص 356 - 358 رجوع نمایید.

پرسشگران ـ سایت نسل جوان
یک سؤال بپرسید.







...