در اعتقادات توسط

3 پاسخ

توسط
 
بهترین پاسخ

در باره چیستی و ماهیت «نسناس» دیدگاه های مختلفی بیان شده است:

1. نسناس حیوان و موجودی موهوم است که آن را به شکل انسان تصور مى‏ کنند، و در زبان متداول به معناى نوعى میمون است. [1]

2. مخلوقاتی که از جهتی شبیه به انسان بودند و از جهت دیگری با آن فرق داشتند، و از نسل بنی آدم نبوده اند. [2] لذا براساس برخی روایات و دیدگاه برخی از مفسّران، پیش از آفرینش آدم (علیه السلام)، موجوداتی به نام «نسناس» در زمین زندگی می کرده اند که بسیار مرتکب فساد و قتل و خونریزی می شده اند. به همین جهت، پس از آنکه خداوند فرمود: «من در روى زمین، جانشینى [نماینده‏اى‏] قرار خواهم داد»، فرشتگان گفتند: «پروردگارا! آیا کسى را در آن قرار مى‏دهى که فساد و خونریزى کند؟!». [3] بنابراین، پرونده سوء پیشینه این مخلوقات، سبب بدگمانى فرشتگان نسبت به انسان شد، و او را به نسناس قیاس کردند. [4]

گفتنی است که در برخی از روایات درباره نسل پیش از آفرینش آدم (علیه السلام)، نام «نسناس» ذکر شده و در برخی دیگر فقط به این گروه از موجودات پیش از خلقت آدم (علیه السلام) به صورت کلّی و بدون نام خاصّی اشاره شده است. در این جا، به دو روایت اکتفا می شود:

حضرت امام علی (علیه السلام) فرمود: «همانا [هنگامی که] خداى تبارک و تعالى دوست داشت تا موجودى را با قدرت بیکرانش بیافریند، در زمانى بود که از آفرینش جنّ و نسناس هفت هزار سال گذشته بود». [5] این حدیث، زمان آفرینش گروهی از موجودات به نام «نسناس» را پیش از آفرینش آدمیان معرفى مى ‏نماید.

امام محمدباقر (علیه السلام) در پاسخ به پرسش جابر بن یزید جعفی در این زمینه فرمودند: «گویا تو گمان می ‌کنی خداوند تنها این عالم را آفریده است و گمان می ‌کنی خداوند غیر از شما بشر دیگری نیافریده است. به خدا سوگند خداوند هزار هزار عالم آفریده است و هزار هزار آدم و تو در آخرین این عالم و از آخرین این آدم‌ ها هستی». [6] در این حدیث، فقط اشاره به موجوداتی پیش از انسان هایی از نسل حضرت آدم (علیه السلام) اشاره شده و نامی از نسناس نیامده است.

3. با استناد به حدیثی، [7] نسناس، نوعى از انسان ها و از نسل بنی آدم بودند که به جهت مسخ دارای یک دست و یک پا بوده و مانند حیوانات می چریدند . [8] طبق این معنا، می توان گفت که، مصداقی از نسناس، در قوم عاد وجود داشتند و منافاتی با موجودات پیش از خلقت حضرت آدم (علیه السلام) ندارد؛ چرا که بنابر برخی از روایات، گروهی از انسان ها به دلیل انجام گناهان زیاد و تقویت جنبه های حیوانی و دوری از جنبه های ملکوتی، از مصادیق نسناس و آیه «إِنْ هُمْ إِلَّا کَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ سَبِیلًا»، [9] دانسته شده اند. [10]


[1] . بستانی، فؤاد افرام، فرهنگ ابجدی عربی – فارسی، مترجم: مهیار، رضا، ص 912، واژه «النَّسْنَاس»، انتشارات اسلامی، تهران، چاپ دوم، 1375ش.

[2] . فراهیدی، خلیل بن احمد، کتاب العین، ج 7، ص 200، انتشارات هجرت، قم، چاپ دوم، 1410 ق؛ طریحی، فخر الدین، مجمع البحرین، ج 4، ص 111، کتابفروشی مرتضوی، تهران، چاپ سوم، 1375 ش.

[3] . بقره، 30.

[4] . ر.ک: بلاغى نجفى، محمد جواد، آلاء الرحمن فى تفسیر القرآن، تحقیق: واحد تحقیقات اسلامى، ج 1، ص 83، بنیاد بعثت‏، چاپ اول، قم، 1420 ق؛ طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج 1، ص 119، دفتر انتشارات اسلامی، قم، چاپ پنجم، 1417 ق؛ فیض کاشانی، ملا محسن، تفسیر الصافی، ج 1، ص 106، انتشارات الصدر، تهران، چاپ دوم، 1415 ق؛ مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج 1، ص 174، دار الکتب الإسلامیة، تهران، چاپ اول، 1374 ش.

[5] . شیخ صدوق، محمد بن علی، علل الشرائع، ج 1، ص 104، نشر کتاب فروشی داوری، قم، چاپ اول، 1385ش.

[6] . شیخ صدوق، محمد بن علی، خصال، محقق و مصحح: غفاری، علی اکبر، ج 2، ص 652، جامعه مدرسین، قم، چاپ اول، 1362ش.

[7] . حدیث این گونه است: « دسته‏اى از قوم عاد که در اثر مخالفت با پیامبر خود، خداوند آنها را مسح نموده و به صورت نسناس در آورد که هر کدام از آنها داراى یک دست و یک پا بودند و از یک طرف بدن مانند پرنده چنگ به زمین می زدند و مانند چهار پایان می چریدند»؛ مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج 24، ص 96، دار إحیاء التراث العربی، بیروت، چاپ دوم، 1403ق.

[8] . مجمع البحرین، ج 4، ص 111؛ حسینی زبیدی، محمد مرتضی، تاج العروس من جواهر القاموس، ج 9، ص 11، دارالفکر، بیروت، چاپ اول، 1414ق.

[9] . فرقان، 44: «آنان فقط همچون چهارپایانند، بلکه گمراهترند».

[10] . ر.ک: کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ، محقق و مصحح: غفاری، علی اکبر، آخوندی، محمد، ج 8، ص 244 و 245، دارالکتب الاسلامیة، تهران، چاپ چهارم، 1407ق؛ طیب، سید عبد الحسین، اطیب البیان فی تفسیر القرآن، ج 1، ص 388، انتشارات اسلام، تهران، چاپ دوم، 1378 ش؛ محقق سبزوارى، هادی المضلین، ص 256 و 257، نشر انجمن آثار و مفاخر فرهنگى، تهران، چاپ اول، 1383ش.

توسط
بر اساس آموزه های دینی اعم از قرآن و روایات می توان اثبات کرد که:

اولا: همه انسان های نسل حاضر به حضرت آدم برمی گردنند و او اولین نفر از این نسل است.

ثانیا: قبل از حضرت آدم، نسل یا نسل هایی شبیه به انسان بوده اند و به آنها "انسان یا نسناس" می گفتند هر چند در مورد جزئیات و خصوصیات شخصیتی و زندگی آنها اطلاع دقیقی در دست نیست.

از این جهت بعید نیست که در هنگام آفرینش آدم نیز افرادی از نسل گذشته هنوز نیز وجود داشته اند همچنان که بعضی از دانشمندان در توجیه ازدواج فرزندان آدم نیز این را گفته اند.

ما به متن دینی که اثبات کند آدم هشتمین مرد روی کره زمین بوده، برخورد نکردیم بله در روایاتی بیان شده است که نسل حضرت آدم بعد از هفت دوره و هفت نسل از خلقت آدم بوده است، البته ممکن است این روایات اشاره به کثرت دوره های گذشته باشد.

مرحوم صدوق در کتاب خصال، از امام باقر (علیه السلام) روایت کرده که فرمود: "خداى عزوجل از روزى که زمین را آفریده، هفت عالم را در آن خلق (و سپس منقرض کرده است) که هیچ یک از آن عوالم از نسل آدم ابوالبشر نبوده اند و خداى تعالى همه آنها را از پوسته روى زمین آفرید و نسلى را بعد از نسل دیگر ایجاد کرد و براى هر یک، عالمى بعد از عالم دیگر پدید آورد تا در آخر، آدم ابوالبشر را بیافرید و ذریه اش را از او منشعب ساخت.

اما این که آیا آنها نیز پیامبر یا پیامبرانی داشتند و انسان های باهوشی بودند یا خیر؟، قرآن و روایات پیرامون این مسئله چیزی بیان نکردند ولی با توجه به این که آنها نیز مانند ما، انسان (یا نسناس) بوده و در این جهت با ما مشترک بوده اند تحقیقاً آنها از هوش بر خوردار بوده و با حدس قوی می توان گفت که برای ارشادشان پیامبر یا پیامبرانی نیز مبعوث شده اند.
توسط

با استفاده از قرآن و روایات اجمالاً به طور قطع و یقین می توان گفت که قبل از حضرت آدم نسل و یا نسل هایی شبیه به انسان بوده اند که به آنها "انسان یا نسناس" می گفتند هر چند در مورد جزئیات و خصوصیات شخصیتی و زندگی آنها اطلاع دقیقی در دست نیست.

علامه طباطبایی می گوید: در تاریخ یهود آمده است که عمر نوع بشر از روزى که در زمین خلق شده تا کنون، بیش از حدود هفت هزار سال نیست ...ولی دانشمندان " ژئولوژى" معتقدند که عمر نوع بشر بیش از ملیون ها سال است، و بر این گفتار خود ادله‏اى از فسیل‏هایى که آثارى از انسان ها در آنها هست، و نیز ادله‏اى از اسکلت سنگ شده خود انسان هاى قدیمى آورده‏اند، که عمر هر یک از آنها به طورى که روى معیارهاى علمى خود تخمین زده‏اند بیش از پانصد هزار سال است.

این اعتقاد ایشان است ولی ادله‏اى که آورده‏اند قانع کننده نیست، دلیلى نیست که بتواند اثبات کند که این فسیل‏ها، بدن سنگ شده اجداد همین انسان هاى امروز است، و دلیلى نیست که بتواند این احتمال را رد کند که این اسکلت‏هاى سنگ شده مربوط است به یکى از ادوارى که انسان هایى در زمین زندگى مى‏کرده‏اند، چون ممکن است چنین بوده باشد، و دوره ما انسان ها متصل به دوره فسیل‏هاى نامبرده نباشد، بلکه انسان هایى قبل از خلقت آدم ابوالبشر در زمین زندگى کرده و سپس منقرض شده باشند، و همچنین این پیدایش انسان ها و انقراضشان تکرار شده باشد، تا پس از چند دوره نوبت به نسل حاضر رسیده باشد [1] .

پس انسان قبل از خلقت آدم وجود داشته و پس از انسان آدم وجود یافت، و ملائکه مامور به سجده بر وى شدند [2] .

اما قرآن کریم به طور صریح متعرض کیفیت پیدایش انسان در زمین نشده، که آیا ظهور این نوع موجود (انسان) در زمین منحصر در همین دوره فعلى است که ما در آن قرار داریم، و یا دوره‏هاى متعددى داشته، و دوره ما انسان هاى فعلى آخرین ادوار آن است؟

هر چند که ممکن است از بعضى آیات کریمه قرآن استشمام کرد که قبل از خلقت آدم ابوالبشر (علیه السلام) و نسل او، انسان هایى دیگر در زمین زندگى مى‏کرده‏اند؛ مانند آیه شریفه:" وَ إِذْ قالَ رَبُّکَ لِلْمَلائِکَةِ إِنِّی جاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلِیفَةً قالُوا أَ تَجْعَلُ فِیها مَنْ یُفْسِدُ فِیها وَ یَسْفِکُ الدِّماءَ" [3] که از آن بر مى‏آید قبل از آفرینش بنى آدم دوره دیگرى بر انسانیت گذشته است [4] .

اما روایاتی که از ائمه اهل بیت (علیهم السلام) به ما رسیده تصریح می کنند که قبل از این نسل، نسل هایی از انسان ها وجود داشته است که منقرض شده اند و این روایات سابقه دوره های بسیارى از بشریت را قبل از دوره حاضر اثبات مى‏کنند.

برای نمونه به حدیثی اشاره می کنیم:

صاحب تفسیر عیاشی از هشام بن سالم و او از امام صادق (علیه السلام) نقل می کند که آن حضرت فرمود: اگر فرشتگان موجودات زمینى را قبلاً ندیده بودند، که خونریزى کردند، از کجا گفتند " أَ تَجْعَلُ فِیها مَنْ یُفْسِدُ فِیها وَ یَسْفِکُ الدِّماءَ [5] " [6] .

گفتنی است: ما به متن دینی که اثبات کند آدم هشتمین مرد روی کره زمین بوده، برخورد نکردیم بله در روایاتی بیان شده است که نسل حضرت آدم بعد از هفت دوره و هفت نسل از خلقت آدم بوده است؛ مثلا مرحوم صدوق در کتاب خصال، از امام باقر (علیه السلام) روایت کرده که فرمود: "خداى عزوجل از روزى که زمین را آفریده، هفت عالم را در آن خلق (و سپس منقرض کرده است) که هیچ یک از آن عوالم از نسل آدم ابوالبشر نبوده اند و خداى تعالى همه آنها را از پوسته روى زمین آفرید و نسلى را بعد از نسل دیگر ایجاد کرد و براى هر یک، عالمى بعد از عالم دیگر پدید آورد تا در آخر، آدم ابوالبشر را بیافرید و ذریه اش را از او منشعب ساخت. [7] اما ممکن است این روایات با لحاظ روایات دیگر که دوره های بیشتر را در گذشته ثابت می کند، اشاره به کثرت دوره های گذشته باشد؛ مثلا: شیخ صدوق در کتاب توحید• از امام صادق (علیه السلام) روایتى آورده که در ضمن آن امام (علیه السلام) به راوى فرموده: "شاید شما گمان مى کنید که خداى عزوجل غیر از شما هیچ بشر دیگرى را نیافریده است. نه، چنین نیست، بلکه هزار هزار آدم آفریده که شما از نسل آخرین آنها هستید". [8]

همچنین در خصال از امام صادق (علیه السلام) روایت آورده که فرمود: خداى عز و جل دوازده هزار عالم آفریده که هر یک از آن عوالم از هفت آسمان و هفت زمین بزرگتر است و هیچیک از اهالى یک عالم به ذهنش نمى‏رسد که خداى تعالى غیر عالم او عالمى دیگر نیز آفریده باشد. [9]

البته همان گونه که ملاحظه می شود روایت اخیری به خلقت عوالم اشاره دارد و این ممکن است در غیر از کره زمین باشد و بتوان روایاتی را که به هفت دوره قبلی در کره زمین اشاره می کنند، بدون معارض دانست.

اما (با فرض وجود انسان هایی قبل از آدم) آیا هنگام آفرینش حضرت آدم، انسان از نسل های قبل باقی مانده بودند؟

با توجه به قرائنی بعید نیست که در زمان آفرینش آدم افرادی از نسل های گذشته که در حال انقراض بودند هنوز نیز وجود داشته اند همچنان که بعضی از دانشمندان این را گفته اند. [10]

یکی از دانشمندان معاصر در زمینه ازدواج فرزندان آدم می گوید:

در این جا احتمال دیگرى نیز هست که گفته می شود: فرزندان آدم با بازماندگان انسان‏هاى پیشین ازدواج کرده‏اند زیرا طبق روایاتى آدم اولین انسان روى زمین نبوده، مطالعات علمى امروز نیز نشان می دهد که نوع انسان احتمالاً از چند ملیون سال قبل در کره زمین زندگى می کرده، در حالى که از تاریخ پیدایش آدم تا کنون زمان زیادى نمی گذرد، بنا بر این باید قبول کنیم که قبل از آدم انسان‏هاى دیگرى در زمین می زیسته‏اند که به هنگام پیدایش آدم در حال انقراض بوده‏اند، چه مانعى دارد که فرزندان آدم با باقیمانده یکى از نسل‏هاى پیشین ازدواج کرده باشد. [11]

البته تردیدی نیست که حضرت آدم اولین نفر از نسل حاضر بوده است.

قرآن کریم ظاهر قریب به صریحش این است که نسل حاضر از طرف پدر و مادر به یک پدر (به نام آدم) و یک مادر (که در روایات و در تورات به نام حوا آمده) منتهى مى‏شود و این دو تن، پدر و مادر تمامى افراد انسان است، هم چنان که آیات زیر بر این معنا دلالت مى‏کند:" وَ بَدَأَ خَلْقَ الْإِنْسانِ مِنْ طِینٍ ثُمَّ جَعَلَ نَسْلَهُ مِنْ سُلالَةٍ مِنْ ماءٍ مَهِینٍ" [12] ؛ " إِنَّ مَثَلَ عِیسى‏ عِنْدَ اللَّهِ کَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ قالَ لَهُ کُنْ فَیَکُونُ" [13] ؛ "إِذْ قالَ رَبُّکَ لِلْمَلائِکَةِ إِنِّی خالِقٌ بَشَراً مِنْ طِینٍ فَإِذا سَوَّیْتُهُ وَ نَفَخْتُ فِیهِ مِنْ رُوحِی فَقَعُوا لَهُ ساجِدِینَ" [14] .

به طورى که ملاحظه مى‏کنید آیاتى که نقل شد شهادت مى‏دهند بر این که سنت الاهى در بقاى نسل بشر این بوده که از راه ساختن نطفه این بقا را تضمین کند، و لیکن این خلقت با نطفه بعد از آن بود که دو نفر از این نوع را از گل آفرید، و او آدم و پس از او همسرش بود که از خاک خلق شدند (و پس از آن که داراى بدنى و جهازى تناسلى شدند فرزندان او از راه پدید آمدن نطفه در بدن آدم و همسرش خلق شدند) پس در ظهور آیات نامبرده بر این که نسل بشر به آدم و همسرش منتهى مى‏شوند جاى هیچ شک و تردیدى نیست [15] .

اما این که آیا پیامبری در بین آنها بوده است؟ آیا آنها با هوش بوده اند؟

قرآن و روایات پیرامون این مسئله چیزی بیان نکردند ولی با توجه به این که آنها نیز انسان (یا نسناس) بوده و در این جهت با ما مشترک هستند تحقیقاً از هوش بر خوردار بوده و با حدس قوی و قریب به یقین می توان گفت که آنها دارای تکلیف و برای ارشادشان پیامبری نیز وجود داشته است.


[1] طباطبایی، محمد حسین، ترجمه المیزان، ج ‏4، ص 222، مترجم: موسوى همدانى، سید محمد باقر، ناشر: دفتر انتشارات اسلامى جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، قم، 1374 هـ ش، چاپ پنجم‏.

[2] طباطبایی، محمد حسین، ترجمه المیزان، ج ‏16، ص 389.

[3] و زمانى که پروردگارت به فرشتگان فرمود: مى‏خواهم در زمین جانشینى بگذارم، گفتند باز در زمین کسانى مى‏گذارى که در آن فساد کنند و خون ها بریزند؟." سوره بقره آیه: 30".

[4] طباطبایی، محمد حسین، ترجمه المیزان، ج ‏4، ص222 و 223.

[5] آیا کسى را در آن قرار مى‏دهى که فساد و خونریزى کند، بقره، 30.

[6] مجلسی، بحارالأنوار، ج 11، ص 117، مؤسسه الوفاء، بیروت- لبنان، 1404 هـ ق.

[7] شیخ صدوق، خصال، ج 2، ص 652، ح 54.

[8] شیخ صدوق، توحید، ص 277، ج 2، چاپ تهران.

[9] خصال ج 2 ص 639 ح 14. برگرفته از سؤال 516 (سایت: 563) .

[10] در هرحال زمانی امامان شیعه از انسان های قبل از آدم ابو البشر سخن گفتند که از انسان های فسیل شده خبر و اطلاعی در دست نبود. این است که امروزه با توجه به پیشرفت علم و تکنولوژی، ارزش واقعی این سخنان بهتر فهمیده شده و به ارتباط این بزرگان با جهان ماوراء طبیعت آسان تر پی برده می شود.

[11] مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج ‏3، ص 247، دار الکتب الإسلامیة، تهران، 1374 هـ ش، چاپ اول‏؛ ر. ک، جعفری، یعقوب، (تفسیر) کوثر، ج ‏2، ص 349.

[12] و خلقت انسان را از گل آغاز کرد، سپس نسل او را از چکیده آبى بى مقدار بیافرید." سوره سجده: 8".

[13] محققاً وضع عیسى نزد خدا نظیر وضعى است که آدم داشت و خدا او را از خاک خلق نموده سپس خطاب به خاک فرمود باش و خاک آدم شد." سوره آل عمران آیه: 59".

[14] و به خاطر بیاور هنگامى را که پروردگارت به فرشتگان گفت: «من بشرى را از گل مى‏آفرینم! هنگامى که آن را نظام بخشیدم و از روح خود در آن دمیدم، براى او به سجده افتید، ص 71 و 72.

[15] طباطبایی، محمد حسین، ترجمه المیزان، ج ‏4، ص 224 و 225.

پرسشگران - سایت نسل جوان







...